نگاهي گذرا بر ايلات خمسه

نگاهي گذرا بر ايلات خمسه

 

پوشیده نیست که جامعه عشایری از افراد خد متگزارو صبورکشور

عزیزمان میباشد که د ر طول سالهائ پرنشیب و فراز تاریخ با

 تلاش هائ خستگی ناپذ یرخود از جهات سیاسی اقتصادی و اجتماعی

پیوسته نقش اساسی خویش رابه خوبی ایفا نموده وبدون توقع حاصل

مساعی خودرا به هموطنان خویش تقدیم می کنند

عشایر فارس نیزدر میدان خدمتگزاری چه ازنظرمبارزات خونین بادشمنان

 خارجی وچه ازنظراعتراض به سیاستهایغیرعادلانه حکام وسلاصین جبار

 وستمگروچه ازلحاظ تولیدات ودست بافته هانشان افتخاربرجبین وشکنج

 زحمت برچهره دارند ازانجا که ایل عرب فارس نشین که درجمع بندی یکی

 از پنچ ایل خمسه میباشدودارای سوابق روشن ودرخشان است ودر خطه

زرخیرشرق فارس بارهنوردیها -کوه پیماییهابااشناییهای طبیعت - دست و

پنچه نرم کردن باحیوانات وحشی در جنگل ها با نان خشک ساختنها -بدون

 پزشک ومبارزه کردن بادردهاگذشته خویش رارقم زده وراه پرسنگلاخ و

پرپیچ وخم زندگی راازصدراسلام تاکنون پیموده است ازاول درسیاه چادرهای

 زمستانه وتابستانه درسردسیروگرمسیربه باروکوچ پرداخته وبا پرورش دام

 وبافتن فرشهای نفیس امرارمعاشمینموده لیکن تحت تاثیرعوامل عدیده سال

 به سال ازتوش وتوانش کاسته شد ودراطراف واکناف استان فارس به حالت

 اسکان ونیمه سیاردرامده اند وفقط تعداد اندکی هنوز به ییلاق وقشلاق میپردازند

 ان هم نه بصورت کوچندگی قدیم بااسب وشتربلکه اکثرا به وسیله کامیون یک

 شبه ازگرمسیر به سردسیروبالعکس میرسند ونتیجه چینن اب وهوا عوض کردنها

معلوم است که چه می باشد .

 

 تشکیلات ایلی عشایردرزمان فعلی

عشایرقشری است که ازطریق قرارداشتن در یک شجره نامه قومی  ایل وطایفه وتیره

 خودرامعرفی نموده وعمدتا دریک فعالیت تولیدی که اکثرا دامداری است شاغل میباشند

 دربعضی موارد کشاورزی نیزبه عنوان شغل فرعی یاثانوی انها مطرح است . انچه مسلم

 است عشایر روزی همگی متحرک بوده وبه مرورزمان که ازسوی رژیم های حاکم و

حوادث طبیعی در تنگناقرارگرفته و درشهرها یاروستاها مسکن گزیدند .هم اکنون عشایر

 ازنظر فرم زندگی و نحوه خدمات  رسانی به سه دسته (گروه ) تقیسم می شود .اول گروهی

 که کاملاسیارند ومرتبا ازقشلاق به ییلاق وبالعکس کوچ می نمایند ودامداری شغل اصلی

 انهاست .

دوم گروهی که نیمه سیارند ودرییلاق وقشلاق خانه روستایی دارند وکشاورزی شان نیزچشمگیراست .

سوم گروهی ساکن که کاملا به شکل روستادرامده وعمدتا کشاورزی دارند ویادرشهرهابه

کارگری ودستفروشی ومشاغل دولتی پرداخته اند .

ایل خمسه: شامل طوایف عرب وباصری وکرشولی ونفر واینانلو وبهارلو میباشد .

بنکو : مجموعه چندخانواررابنکو می گویند .

تیره :مجموعه چند بنکورا تیره گویند .

طایفه :مجموعه چند تیره راطایفه گویند .

ایل :مجموعه چند طایفه رایل گویند .

خانوار : گروهی که زیریک چادرزندگی می کنند وبایکد یگر هم خرج بوده وباهم دریک سفره غذا می خورند .

ییلاق ( محل اطراق تابستانی )  محلی که عشایربهاروتابستان درانجابه سرمی برند که بین

عشایر به سرحد معروف است که دراصل سردسیراست  .

قشلاق ( محل اطراق زمستانی ) محلی که عشایر پاییز وزمستان رادرانجابه

 سرمی برند که بین عشایربه گرمسیرمعروف است .

 

 نگاهی به استان فارس و شهرهای خمسه نشین ان

استان فارس درجنوب ایران قرارگرفته واز شمال بااستانهای اصفهان ویزد از جنوب بااستان

 هرمزگان ازشرق بااستان کرمان وازمغرب بااستانهای بوشهروکهکیلویه وبویراحمد

همسایه است . مساحت ان 133000 کیلومتر مربع ودرامتداد جبال زاگرس یک ناحیه

کوهستانی و معتد ل راتشکیل میدهد دارای کوهستانهای بهم پیوسته و گردنه های

 صعب العبور درناحیه شمالی وشمال غربی وکوههای پراکنده ودشتهای حاصلخیز درناحیه

 جنوب و جنوب شرقی میباشد :  این استان از نظر اب وهوا به دو ناحیه سرد سیری

 وگرمسیری تقیسم می شود وجو د رودهاوچشمه ها دردره ها وکوهپایه ها باعث سرسبزی

 وچمنزارهای طبیعی فراوانی درجای جای فارس کردیده که از نظر دامداری ایلات وعشایر

 راجلب نموده است .

عشایر فارس عبارتنداز از ایل قشقایی  - ایلات خمسه -  ایل ممسنی وایل بویراحمد

 که اکثر قریب به اتفاق در چادرهای سیاه که ازموی بز وبدست خودشان بافته

می شود زندگی می نمایند که درزمان کنونی اکثرا اسکان یافته ودرشهرها ومناطق

 دیگر پراکنده می باشنداین استان دارای  14 شهرستان 34 شهر 112دهستان و 38 بخش می باشد.

 

ایل عرب

باید دانست که ایل عرب فارس جماعتی ازاعراب بادیه ،نجد و عمان و یمامه عربستانند که

 در زمان خلفای بنی امیه و بنی

عباس بلکه از صدر دولت علیه اسلام دامت شوکتها برای تسخیر مملکت فارس و نظم نواحی

 آن با عیال و مواشی آمده به

عادت خود در چادرهای سیاه زمستانه و تابستانه در دشت و کوهستان آمد و شد کنند. قشلاق

آنها نواحی بلوک سبعه و

رودان و احمدی و ییلاق آنها بلوک بوانات و قنقری و سرچاهان باشد.و زبان این گروه از زبان

 عربی اصلی بیرون رفته

و جز لهجه عربی برای آنها باقی نمانده است.و ایل عرب  در اصل دو ایل می باشد . یکی عرب جباره

 و دیگری  عرب

شیبانی است .

ایل اینا نلو

((یکی از ایلات پنچ گانه خمسه می باشد این ایل ازترکستان درقرن سیزدهم میلادی به ایران

 امده ودرفارس اقامت گزیده اند هنگامی که شاه عباس اول ایل شاهسون راتشکیل داد قسمتی

 از ایل ایناینلو به این ایل جدید ملحق شدند .)) ایل بهارلو یکی از پنچ ایل خمسه  فارس

ایل بهارلو

شعبه ای از طوایف شاملو میباشند که دارای هفت قبیله بوده اند وتوسط سید صدرالدین

 از جنگ امیرتیمورخلاص وباشاه اسماعیل خروج کردند در زمان گذشته این ایل ایاب وذهاب

 می کردند محل ییلاق انهادر بیضا  ورامجرد ومحل قشلاق انها درحوزه شهرستان داراب بوده

است مدت  زمانی است که درداراب اقامت نموده .

چون زبان همه انهاترکی است باید اصل انها از ایلات ترکستان باشد که در زمان سلاطین سلجوقی

 وسلاطین مغول به ایران امده ودرفارس توقف نموده اند . چنانکه  تاکنون یک طایفه

 از ایلات ترکمان دشت خوارزم را بهارلو گویند قشلاق این ایل صحرای ایزد خواست لارستان

 وجایگاه داراب وییلاق ان نواحی رامجرد ومرودشت وکمین بود .

 ایل باصری

یکی ازپنج ایل خمسه ایل باصری میباشد این ایل اززمان سابق باایل عرب هم مرز وهم

 جواربوده وحاکم ایل باصری وایل عرب هردو یکی بوده از زمان صفویه تازمان کریمخان زند

 ایل باصری به ایل عرب ملحق شد .

ایل نفر

ایل نفردرناحیه گراس زندگی می کند رییس این ایل در زمان حکومت نادر شاه

افشار حاج حسین خان نفر بوده واز انجا که وی فردی متنفذ ودردربارسلاطین وقت اعتبار ویژه ای

 داشته از این رونام ایل از اسم وی گرفته شده . ایل نفر از جمله پنج ایلی است که ایلات خمسه

راتشکیل می دهد در طول دوران نادر شاه وکریمخان زند حاجی حسین خان نفر رییس ایل نفر

 وبهارلوبوده است .

 

حکومت در ایل عرب و باصری

               حکومت در ایل عرب و باصری 

 

حکومت در ایل عرب و باصری نیز از زمان صفویه در دودمان  خوانیین

عرب شیبانی بود. در سال ۱۲۷۹ه ق حکومت باصری از دست دودمان 

فوق خارج شد و سپس در سال ۱۲۸۵ ه ق با مرگ علی قلی خان عرب

دوران اقتدار خوانین شیبانی بر ایل عرب نیز به سر رسید و حکومت هر 

دو ایل به دست خاندان قوام شیرازی افتاد. با سلطه خاندان قوام افرادی

از طایفه کلمبه ای باصری بر جسته شدند و کلانتری باصری به تدریج 

در اولاد مهدی خان از طایفه کلمبه ای تثبیت شد. 

در اواخر دوره قاجاریه ،عسکر خان شیبانی از ایل عرب قدرت یافت

و با اشغال بخش وسعی از شمال فارس  خود را عسکر شاه نامید.او

توسط حکومت فارس وخاندان قوام الملک به نیرنگ دستگیر و به دار

اویخته شد.

به دینسان با سلطه خاندان قوام الملک شیرازی اتحاد ایلات پنجگانه

شکل گرفت در دوره قاجاریه،در ایلات فوق دو کنش سیاسی ناهمسو 

دیده می شد،کنش نخست بهره گیری خاندان قوام از سران و تفنگچیان

ایلات خمسه در جهت اهداف خود است که به دلیل وابستگی قوامی ها

به استبداد و استعمار سمت و سوی ارتجاعی داشت.کنش دوم ،شورش ها

و حرکتهای خود انگیخته واعصیان جویانه درون این ایلات بود که گاه به

شکل شورش های خونین  علیه  خاندان  قوام  و  حکومت  شیراز  نمود

می یافت (مانند شورشهای خانباز خان و عسکر خان عرب)در قیام ضد

انگلیسی عشایر جنوب (۱۳۳۶ه.ق)بخشهای از عشایر خمسه به مبارزه

ضد استعماری پیوستند و بخش های نیز در صف خاندان قوام و انگلیس

 قرار داشتند.

ایل عرب

                           

ایل عرب

باید دانست که ایل عرب فارس جماعتی ازاعراب بادیه ،نجد و عمان و یمامه عربستانند که در

 زمان خلفای بنی امیه و بنی عباس بلکه از صدر دولت علیه اسلام دامت شوکتها برای تسخیر

 مملکت فارس و نظم نواحی آن با عیال و مواشی آمده بهعادت خود در چادرهای سیاه زمستانه و

 تابستانه در دشت و کوهستان آمد و شد کنند. قشلاق آنها نواحی بلوک سبعه ورودان و احمدی و

 ییلاق آنها بلوک بوانات و قنقری و سرچاهان باشد.و زبان این گروه از زبان عربی اصلی بیرون

 رفته و جز لهجه عربی برای آنها باقی نمانده است.و ایل عرب  در اصل دو ایل می باشد . یکی

 عرب جباره و دیگری  عرب شیبانی است .

عرب شیبانی شامل طوایف زیر می باشد

 ال سعدی-الوانی-بنی عبدالهی-حسانی-خوشنامی-درازی-عبدالیوسفی-عمله-فارسی-لبوحاجی-

میرکی-ولی شاهی-تکریتی-میش مست-پلنگی-

عرب جباره شامل طوایف زیر می باشد.

لبو محمدی-لبوغنی-لبو شرف-شیری-مزیدی-کوچی سفری-کوچی لر-پیرسلامی-کوچی علی

مرادی-نقدعلی-عزیزی-کوچی عبدالرضائی-جابری-قوهسانی-بهلولی-سادات کل-قنبری-

شهسواری-سادات موسوی(حاج سید کوچک)-سادات موسوی(اتشی)-سادات ال علی

-سادات حسینی-عرب گاو میشی-چریگلی عیسای

 

 

     

 ایل اینا نلو

 

یکی از یلات پنج کانه خمسه می باشد. این ایل از ترکستان در قرن سیزدهم

میلادی به ایران امده و در فارس اقامت گزیده اند هنگامی که شاه عباس اول

ایل شاهسون را تشکیل داد قسمتی از ایل اینانلو به این ایل جدید ملحق شدند.

(در شمال ایران در زمستان بین قم و تهران و در تابستان در خمسه گزیدند)

این ایل به بیست و پنج تیره تقسیم می شود که مدتهاست در حوزه شهرستان

 فسا(قره بلاغ)و حوزه شهرستان داراب (فسارود)بحال سیار و ساکن زندگی

 می نمایند.قبلا از شغل (چهاب کاری)بوسیله گاو و دلو مقداری کمی اب از

چاه خارج ساخته و زراعت مختصری به وجود می اوردند لیکن امروز با

حفر چاهای عمیق و نیمه عمیق تمام مناطق تحت تصرف ومالکیت خود را

به صورت املاکی بسیار حاصل خیز در اورده که بهترین روستاهای منقطه

داراب و فسا مربوط به کشاورزان ایل اینانلومی باشد.از سال هزاروششصد

وبیست میلادی تا هزارو هشتصدو بیست ریس ایل اینانلو از تیره ابوالوردی

بوده است .اخرین کلانتران شخصی بنام مهرخان فرزندعبدالرحیم خان که در

سال هزاروهشتصدوبیست میلادی به وسیله رحیم خان نامی از تیره بیات کنار

گذاشته شد(از اعقاب کلانتران ابوالوردی در اتشبارو توپخانه افسر بودند)پس

از مرگ رحیم خان بیات پسرش معصوم خان کلانتر گردید بعد از ان علی

بگ نامی از تیره سرک لو کلانتر شد وی برای مدت کوتاهی کلانتر بودبعداز

وی عباسقلی خان نوه رحیم خان بیات کلانتر شد بعد از عباسقلی خان در سال

هزارو هشتصدو هفتادوشش میلادی باقرخان از تیره بلاغی کلانتر شد.در

 

دوران سلطنت رضاخان میرپنج شخصی بنام ابوالقاسم خان ارجمند عنوان

کلانتری اینانلورا بدست گرفت بعداز فوت ایشان فرزندش مختارخان ارجمند

به این سمت رسیدتا سال هزاروسیصدوچهل و سه خورشیدی عنوان کلانتری

ایل اینانلو پایان پذیرفت .ایل اینانلوکلا ترک زبان واسامی تیره های ان عبارت

است از ۱-ابوالوردی که کلیه افراد این تیره در شهرستان شیراز مدتهاست

اسکان گردیده و تمام افراد ان تیره دارای مشاغل دولتی و عموما سرمایه دار

ودارای املاک در مناطق سردسیری و گرمسیری هم جوار ایل قشقای می باشند 

افراد این طایفه با اینکه از تاریخ خود اطلاع کامل دارند لیکن روابط خود را

با ایل قطع نموده و خود را از عشایر ایل قشقای قلمداد می نمایند.۲-اسلاملو

۳-افشاراوشکی۴-حاجی لو۵-ایرنشاهی۶-بلاغی۷-بیات۸-چهارده چریک

۹-چیان۱۰-دادبگلو۱۱-دهو۱۲-دیندارلو۱۳-زنگنه۱۴-سرکلو۱۵-سکر۱۶-

قورت۱۷-قره قره۱۸-چقیلو۱۹-قرایی۲۰-کوک پر۲۱-محمدعلی بیگی۲۲-

یغمرلو۲۳-خوبیارلو.

از فرزندان کلانتران سابق اقایان غلامحسین معصومی فرزند کهندل خان

علینقی محمودی فرزند کهزاد خان محمد حسین و مصطفی فرزند نجف

قلی خان را باید نام برد.

ایل بهارلو

                                       ایل بهارلو

 

ایل بهارلو شعبه ای از طوایف شاملو می باشند که دارای هفت قبیله بوده اند و توسط سید صدر

الدین از جنگ امیر تیمور خلاص و با شاه اسماعیل خروج کردند در زمان گذشته این ایل ایاب و

ذهاب می کردند . محل ییلاق آنها در بیضاء و رامجرد و محل قشلاق آنها در حوزه شهرستان

داراب بوده است ُ مدت زمانی است که در داراب اقامت نمودند چون زبان همه آنها ترکی است

باید اصل آنها از ایلات ترکستان باشد که در زمان سلاطین سلجوقی و سلاطین مغول به ایران

آمده و در فارس توقف نموده اند چنانکه تا کنون یک طایفه از ایلات ترکمان دشت خوارزم را

بهارلو گویند . قشلاق این ایل صحرای ایزد خواست لارستان و جلگاه داراب و ییلاق آن نواحی

رامجرد و مرودشت و کمین بود. چندین سال است از نواحی داراب حرکت نکرده در زمستان و

تابستان در چادرهای سیاه در کنار رودخانه های داراب منزل دارند و حکومت و ضابطی این ایل

از زمان نادر شاه با حاج حسین خان نفر بوده و بعد از وفات او فرزندش محمد تقی خان قرار

گرفت . بعد از وفات او پسرش علی اکبر خان ضابط گردید و در سال ۱۲۶۷ قمری ملا احمد

بهارلو از تیره احمد لو در قید علی اکبر خان نفر محسوب بود و علی اکبر خان ملا احمد را از

شیراز با قید و زنجیر و صد نفر سرباز برداشته به جانب داراب روانه گردید . چون به

سروستان رسیدند چندین سوار از قبیله ملا احمد آمدند و در نیمه شبی ملا احمد را از قید نجات

 دادند و در سال ۱۲۶۸ تمام تیره های بهارلو با ملا احمد موافقت کردند و از جانب دیوانیان

خلعت ضابطی بهارلو و لقب خانی برای ملا احمد برده و او را احمد خان حاکم بهارلو گفتند و

وچند سال با استقلال با دوستان مهربانی و دشمنان خود را فانی نمود در سنه ۱۲۷۵ وفات

نمود و به اندک وقتی تیره های بهارلو با یکدیگر شوریدند جنگها کردند و خصومت ها نمودند

به اندازه ای که از کشتن و غارت و اسیر کردن از یکدیگر اغماض نداشتند به اندازه ۵۰۰ نفر

از ایل بهارلو خواه به دست یکدیگر خواه به لشکر دیوانی کشته گشتند تا اینکه در سال ۱۲۷۹

چراغعلی بیگ پسر شاه علی بیگ از تیره تلکه بهارلو که سمت مباشری ایل بهارلو را داشت

به زور بازو و فصحت زبان و درستکاری بیشتر تیره های بهارلو را با هم الفت داد که در

چنبره اطاعت او در آمدند و او را به مناسبت مباشری که اهل قلم بود میرزا چراغعلی گفتند و

چندین سال به اقتدار تمام ضابط و کلانتر ایل بهارلو بود و در سال هزار و دویست و نود و اند

پسرهای نصر اله خان بهارلو از تیره احمد لو او را کشتند و بعد از او ضابطی و کلانتری

بهارلو با حسین خان بهارلو که تربیت یافته میرزا چراغعلی بود به ضابطی تمام ایل بهارلو قرار

گرفت و تا کنون ایل بهارلو را در کمال نظم و آرامی پرستاری کرده نام دزدی و غارت منسوخ

داشته و تیره های ایل بهارلو

بر این وجه است :

ابراهیم خانی -احمد لو -اسماعیل خانی - بر بر - تلکه جامه بزرگی - جرغه - جوقه  -

حاجی تارلو -حاج عطار لو (همان حاج تارلو  است) - حیدر لو - رسول خانی - سکنر -

 صفی خانی - عیسی بگلو - کریم لو - کلاه پوستی - مشهد لو - نظر بیگلو .

مرحوم حسین خان بهادر نظام در ایل بهارلو شجاعت های بسیار کرد و تنی چند از متمردین

فارس را به فرمان والی فارس دستگیر و به دارالحکومه فارس تحویل نمود ( نگارنده) بعد از

مرحوم حسین خان بهادر نظام ریاست ایل بهارلو به فرزند ارشدش مرحوم امیر آقا خان محول

گردید که مدت ۶۰ سال تمام از آنان سرپرستی نمود و به املاک و اغنام آنان افزود و ایل بهارلو

را در داراب متمرکز ساخت قسمت عمده ای از املاک داراب به مالکیت ایل بهارلو و امیر

آقا خان قرار گرفت که تا کنون هم مالک  می باشند و کلیه ایل بهارلو اسکان یافته و

در روستاهای شهرستان داراب هستنند . و تیره های کلاه پوستی و عیسی بیگلو در قدمگاه  

ارسنجان اقامت گزیده و مدتهاست در این محل به کشت و زرع مشغول می باشند .

روابط با شهر و روستا تغییری در گویش و اصول سنتی آنها به وجود نیاورده و از زمان 

امیر آقا خان روابط مسالمت آمیز بین ایل بهارلو و روسای آنها وجود داشته انتظار و توقعات

مادی کمترین خللی در ارکان مودت و هم تستگی وارد ننموده افراد ایل مورد محبت و توجه می

باشند .قسمتی از تیره های ایل بهارلو مرحوم حسینی فسایی در کتابش ( فارسنامه ناصری)

ذکر نموده که با تیره های بهارلو در حال حاضر مغایرت جزئی دارند .

تیره های بهارلو در حال حاضر عبارتند از :

۱- تیره احمد لو ۲- جامه بزرگی ۳- نظر بیگلو ۴- خروسلو ۵-  سکز ۶- قره واولاد ۷-

 سلیمانی ۸- رسول خانی ۹- محمد خانی ۱۰- شیخ ۱۱- حاج طاهر لو ۱۲- مشهد لو ۱۳-

تلکه ۱۴- جرغه  ۱۵- حیدر لو ۱۶- عیسی بیگلو ۱۷- صفی خانی ۱۸ - کریم لو ۱۹بر بر

۲۰- اسماعیل خانی ۲۱- ابراهیم خانی ۲۲- کلاه پوستی که تماما دامدار و زراعت پیشه و

معدودی چادر نشین اند افراد ایل بهارلو چون نیاکان خود دلیر و شجاع می باشند برخی از افراد

ایل تحصیلات عالیه نموده .  در بین ایل بهارلو زارعین و باغ دارانی دیده می شود که  در امر

کشاورزی معروفند . حسین خان بهارلو در رشته کشاورزی و باغداری و علیرضا خان  بهارلو

 در دامداری. ایل بهارلو در امر کشاورزی و دامداری و باغداریا از دیگر ایلات خمسه به

مراتب بهتر هستند . حکمت فرزند عبد الحسین نظر بیگلو مجسمه ای از مرحوم حسین خان

بهادر نظام ساخته که در خور تحسین است و پدرش یکی از شجاع مردان ایل بهارلو بوده است .

 

ایل نفر

                                        ایل نفر

 

ایل نفردر ناحیه زاگرس زندگی میکند ریس این ایل در زمان حکومت نادر

شاه حاج حسین خان نفر بوده و از آنجا که وی فردی متنفذ و در دربار

سلاطین وقت اعتبار ویژه ای داشته . از این رو نام ایل از نام وی گرفته

شده. ایل نفر از جمله پنج ایلی است که ایلات خمسه را تشکیل می دهد در

طول دوران نادر شاه و کریم خان زند حاجی حسین خان نفر رئیس ایل نفر

و بهارلو بوده است بعد از وی فرزندش محمد تقی خان و بعد از وی فرزندش

علی اکبر خان به ریاست ایل برگزیده شدند .در سال ۱۸۳۷ میلادی علی اکبر

خان رئیس تشریفات فریدون میرزا والی فارس گردید و کمی بعد ریاست ایل

بهارلو به ملا احمد واگذار شد.

در سال ۱۸۵۳ میلادی علی اکبر خان وفات یافت . بعد از وی ریاست ایل نفر 

به فرزندش محمد حسن خان رسید . محمد حسن خان چند سال بعد از اینکه 

ایل نفر به بیگلر بیگی فارس واگذار شود به زندگی خصوصی و سرودن                       

اشعار پرداخت . ایل نفر به ۱۵ تیره زیر تقسیم می شود ۱- بداخی ۲- تتقلو

۳- چنگالی ۴- دولخانلو ۵- زمانخانلو ۶- جین ۷- ایراکی ۸- کدلو

۹-کوبید خانلو ۱۰- قره بجوقلو ۱۱- حیدر لو ۱۲- ستارلو ۱۳-سنجرلو

۱۴-شولی ۱۵- لر

چون زبان آنها ترکی است بایستی از ترکان باشند و حاج حسین خان نفر

از اول دولت نادر شاهی و سلطنت نواب کریم خان اعتبار تام در مملکت

فارس داشته رتق و فتق امور دیوانی بوده و حکومتی ایل بهارلو و نفر را

به اقتدار می گذرانید . بعد از وفات او محمد تقی خان نفر به جای پدر برقرار

 گردید . بعد از وفات او علی اکبر خان نفر شاعر بعد از وفات پدر به حکومت 

 بهارلو و نفر برقرار گردید در ایام جوانی چند سال در اصفهان توقف کرد.

فنون عروض و قافیه را بیاموخت و در خدمت جناب حاج محمد حسین خان

صدر والی اصفهان محرم راز و مخزن اسرار گردید و بعد از وفات والده

 خود به شیراز آمد . به حکومت بهارلو و نفر برقرار گردید و در زمان

فرمانروایی نواب اشرف والا فریدون میرزا فرمانروای مملکت فارس 

 در سال ۱۲۵۳ و ۴ و ۵ قمری به منصب ( ایشک آقا باشی ) سر افراز

گردید و در سال ۱۲۶۹ قمری وفات یافت و پسرش محمد حسین خان

 بعد از وفات پدر از شغل و منصب آبا و اجدادی چندین ساله در گذشت و

کنج قناعت را بر گنج حکومت اختیار نمود و در خانه عافیت نشسته و به

قلیل مواجب دیوانی زندگی می کرد . در حال حاضر افراد ایل نفر قسمت

 عمده ای در صحرای باغ لارستان و دیگر مناطق لارستان اسکان گردیده

اند و قسمتی در شیراز و مرودشت سکونت دارند دارای املاک و احشام و

اغنام می باشند . در بین ایل نفر افسر و مهندس و قاضی و لیسانسه در

 رشته های مختلف مشاهده می شود یکی از طوایف نفر به نام دولخانی

 می باشد که روی اختلافات و زد و خورد های قبیله ای قدری از ایل نفر 

فاصله گرفته است تا حتی منطقه سردسیر و گرمسیر آنها از ایل نفر جدا

می باشد و از دو مسیر رفت و آمد می نمایند و طایفه دولخانی دارای چند

تیره است به نامهای :

احمد لی - زمان بگلی - قوللمالی - کریملی و بیک

جمعیت طایفه دولخانی در حدود ۶۰۰ خانوار می باشد تیره احمد لی در حال

 چادر نشینی و ییلاق و قشلاق می باشد که در فاصله کم در یسک منطقه حرکت

 می نمایند و منطقه آنان معروف است به گود حیبو یا گود حیوان . طایفه دولخانی

 کلاْ در منطقه لارستان اقامت دارند  و قسمتی در شهرستان لار مقیم هستند

لیکن تمام افراد دولخانی ساکن لارستان در روستاها دارای آب و زمین زراعی

 می باشند و مشغول کشاورزی هستند . زبان طایفه دولخانی همانند بقیه ایل نفر

ترکی می باشند . اسامی املاک طایفه دولخانی در حوزه شهرستان لار عبارتند از

عناق - کاسه دار -متعلق به فرزندان حاج شاه میرزا می باشد نامبرده از زمان

سابق عنوان سرپرستی طایفه دولخانی را داشته و اکنون هم تمام طایفه دولخانی

از فرزندان حاج شاه میرزا حرف شنوی دارند . اراضی درز و سایبان و دشت کنار

 متعلق به راهدار بیگ دولخانی و فرزندان و بنی اعمامش می باشد راهدار بیگ

یکی از افراد شجاع و زرنگ طایفه دولخانی می باشد . نامبرده و عمویش به نام

مرحوم سردار بیگ مدت ۶۰ سال به مبارزه با رژیم پهلوی پرداختند و تسلیم نشدند

سردار بیگ در بین سالهای ۱۳۲۴ تا ۱۳۲۵ به طور مرموزی به قتل رسید .

اسامی مزارع تحت تسلط طایفه دولخانی کرموستج - لطیفی - نیمه - سه نخود-

گود حیبو - بریز - دشت کنار - درز - سایبان - عناق می باشد .

سرشناسان طایفه دولخانی عبارتند از : حاج شاه میرزا - محمد و احمد فرزندان 

نامبرده شهرت کریمی - غلامحسین بیگ - مهدی قلی بیگ و فرزندانشان به نامهای

 محمد حسن و درویش و محمد شهرتشان بیگی می باشد حاج آقا فرج پور که از تیره

زمان بیگ لو می باشد و فرزندش به نام قشم بیگ فرج پور با درجه سرهنگ یکمی 

افسر نیروی انتظامی می باشد .

به طوری که راهدار بیگ دولخانی اظهار می دارد نژاداْ از اعراب شیبانی و از طایفه

عبد الیوسفی است که اجداد نامبرده از ایل عرب خارج و به ایل نفر و دولخانی وارد

شده اند . ایل نفر مخصوصاْ طایفه دولخانی از سپاهیان آیت الله سید عبد الحسین

 لاری بوده و در جنگ تحمیلی شهدایی تقدیم اسلام کرد. 

 

ایل باصری

           ایل باصری

 

یکی از پنج ایل خمسه ایل باصری می باشد . این ایل از زمان سابق با ایل

عرب هم مرز و همجوار بوده و حاکم ایل باصری و ایل عرب هر دو یکی

بوده و از زمان صفویه تا زمان کریم خان زند ایل باصری به ایل عرب ملحق

شد اما زمانی که میر مهدی خان عرب شیبانی که رئیس ایل عرب و باصری

بود فوت نمود باصری ها جدا شدند و زیر نظر میر شفی خان فرزند میر مهدی

خان قرار گرفتند میر شفی خان نام خود را از این زمان از عرب شیبانی به

 باصری تبدیل نمود بعد از وی فرزندش میر رفیع خان و فرزند وی محمد تقی

خان نوه میر شفی خان رئیس ایل باصری شدند بعد از مرگ محمد تقی خان

محمد خان جانشین وی شد و تا سال ۱۸۶۲ میلادی  رئیس ایل بود که در این

سال وفات نمود و مقامات دولتی رئیس ایل باصری را به بیگلر بیگی فارس

یعنی قوام الملک شیرازی دادند محمد خان آخرین رئیس ایل باصری صاحب

 سه پسر بود اول محمد صادق خان که سرگرد پیاده نظام ارتش ایران بود

 عده ای نظامی غیر منظم تحت فرمانش بود که در سال ۱۸۶۳ منحل گردید

پسر دوم محمد خان به نام محمد قلی خان و فرزند سومش بابا  خان نام داشت.

ایل باصری  تحت سرپرستی و کلانتری شخصی به نام حاج محمد خان از تیره

کلمبه ای باصری قرار گرفت . پس از حاج ممد خان به فرزندش پروزیز خان

انتقال یافت لیکن حکومت عرب و باصری در خاناده عرب شیبانی و زمانی

رجوع به قوام الملک شیرازی داشت بعد از فوت مرحوم پرویز خان مصادف

با دوران پهلوی و اسکان عشایر ایران گردید . که ازسال ۱۳۱۱ تا سال

 ۱۳۲۰ خورشیدی برای مدت ۹ سال ایلات باصری در نقاط مختلف فارس

تحت قاپو و اسکان شدند بعد از شهریور ۱۳۲۰ مجدداْ به حال سیار در آمده

و ایل باصری تحت سرپرستی محمد خان ضرغامی فرزند پرویز خان قرار

گرفت مسیر ایل باصری از سرحد چار دانگه شروع می شد و به جویم وبنارویه

لارستان خاتمه می یافت افراد ایل باصری در مناطق گرمسیر و سرد سیر در

زمان فرزندان پرویز خان صاحب املاک بسیار مرغوب و احشام و اغنام گردیدند

که در شهرستان شیراز و مرودشت و جهرم بیش از هزار خانوار اسکان یافته

 و به شغل دولتی اشتغال دارند جمعیت ایل باصری بالغ بر ده هزار خانوار که در

ایزد  خواست شیراز  شهر و بلوک سروستان شهر و بلوک جهرم در یک فاصله ای

به موازی دویست کیلومتر اسکان گردیده و مناطق سکونت آنان متعلق به خود افراد

ایل باصری می باشد .

اسامی تیره های باصری عبارتند از :

۱- کلمبه ای ۲- لبو موسی ۳- عبد اللهی ۴- جوچین ۵- فرهادی ۶- کرمی

۷- ظهرابی ۸- آل قلی ۹- علی شاه قلی ۱۰- حنایی ۱۱- علی قنبری ۱۲-

سروستانی ۱۳- ایل خواست ۱۴- بالا ولایتی

عده ای از آنها به دامپروری و پرواربندی اشتغال دارند زنهای ایل باصری در

بافندگی فرشهای پشمی از نوع قالی و جاجیم تخصص دارند و قسمت عمده آنان

به بافت اینگونه فرشها سرگرم هستند.

 سرشناسان ایل باصری عبارتند از آقایان حسین علی خان - فرج الله خان -

امیر حسین خان - شاهپور خان ضرغامی و حاج علی نقی و حاج غلام محمدی

و حاج بهادر و دیگر برادرانش فرزندان حاج عبد الحسین استوار- مرحوم سیف

اله مرادی و علی خان بصیرت فرزند یعقوب علی