زندگی عشایر عرب خمسه ازسال ۱۳۱۱تا۱۳۷۳خورشیدی

در سال ۱۳۱۱ه.ش بدستور رضاخان عشایر خمسه را از حالت چادرنشینی

وکوچ گردی خارج واز شمال شرقی تا جنوب شرقی فارس که محل ییلاق

وقشلاق آنان بودبه طور پراکنده سکونت اجباری را در کنار شهرها و

روستاها یا در نقطه های دور بدون هیچگونه وسیله رفاهی آغاز کردند.نه

سال ایلات وعشایر زندگی نابه سامانی را میگذرانیدند.در سال۱۳۲۰ با

سقوط رضاخان از اسکان خارج ودر سالهای اول فاقد هرگونه وسیله کوچ

گردی بودند زیرا گوسفندشتر اسب والاغ که سرمایه زندگی آنان بودبه

حداقل رسیده وچادر سیاه که سرپناه آنان بود بوسیله مامورین رضاخان پاره

واگر چادری هم از دید ماموران دولتی مخفی مانده بود ظرف مدت نه سال

اسکان اجباری پوسیده واز کار افتاده بود.به هر حال ایلات خمسه با ذوق

وشوق سنت کوچ گردی خودراشروع و به ایاب وذهاب بین مناطق سردسیر

وگرمسیر پرداختند وتا سال ۱۳۲۵ سروسامانی به وضع عشیره ای خود

داداندو دوباره صاحب اغنام و احشام گردیدند.هر طایفه و تیره ای به یرد

اصلی خود روی آورده وبه مراتع ییلاقی وقشلاقی خود رونقی دوباره

دادند.زمانی که ایل عرب به طور اجبار مانند دیگر ایلات ایران اسکان گردید

طبق آماری که بوسیله حکومت عرب و باصری به مرکز ارسال گردیده بود

دوازده هزار خانوار و زمانی که از خانه های گلی خارج و به کوچ گردی

پرداختند جمعیت جباره و شبانی جمعا در حدود سه هزار خانوار بودند چون

در مدت اسکان اجباری اغنام خود را از دست داده و ثروت خود را باخته

بودند.به ناچار هر کسی به جانبی روی آورده بود.گروهی به ابادان رفته و

جذب شرکت نفت شدند.گروهی به شهرستانها پناه بردند و گروهی در

روستاها به عنوان زارع توقف کردند.گروهی در اثر یکجا نشینی و بروز

بیماریهای گوناگون تلف شدند.گروهی که در مناطق گرمسیری اسکان شده

بودند در اثر گرمازدگی از بین رفتند و این عوامل باعث از بین رفتن جمعیت

ایل عرب گردید.پس از خروج از اسکان جمعیت آنها رو به فزونی گذاشت و

تعداد گوسفند و شتر و اسب و الاغ آنان به بالاترین رقم رسید.به طوری که

 در بعضی طوایف برای بهره گیری از دامهای خود مردان دو سه و گاهی

چهار زن به عقد خود درآورده و طبق آمار سرشماری سال ۱۳۴۲ با توجه به

اینکه تعدادی حاضر به جوابگویی نشده و یا از دسترس مامورین آمار خارج

گردیدند جمعیت ایل عرب رقمی در حدود دوازده هزار خانوار و پنجاه هزار نفر

را تشکیل می داد.از سال ۴۲ به بعد به علت حفر چاههای عمیق و نیمه

عمیق و ایجاد کشتزار ها و باغهای آبی و دیم در کوهها و سیر حرکت ایل و

درگیری بین افراد ایل نشین و مالکین آنها و کوتاه شدن دست کلانتران و

سران ایل از طایفه که چون نخ تسبیح پیوند دهنده افراد ایل بودند تخریب

مراتع و عوامل دیگر ایلات عشایر رو به پراکندگی گذارده و هر گروهی به

سمتی پراکنده شدند.گروهی به شهر ها و روستاها پناه بردند و به مشاغل

مختلف مشغول گردیدند و عده کمی هم به حال سیار و نیمه سیار به

زندگی ادامه می دهند.اکنون طبق آمار جهاد سازندگی عشایر حدود سه

هزار خانوار از طوایف خمسه در حال کوچ گردی زندگی می نمایند و حدود

سی هزار خانوار در شهرستانها و توابع آن از آباده تا لارستان به حالت

اسکان می باشند.تعداد قلیل عشایر کوچ رو هم به تدریج از حالت

کوچندگی خارج و به یکجا نشینی روی می آورند که باعث نابودی دامپروری

سنتی که یکی از منابع درآمد مملکت است می شوند.